معنی توغ

معنی توغ

5 بازدید
(اِ) جنسی است از هیزم سخت. (لغت فرس اسدی چ اقبال ص ۲۲۹). هیزم تاغ را گویند و آتش آن بسیار ماند. (برهان) (آنندراج). همان درخت تاغ و تاخ. (فرهنگ رشیدی). هیزمی است که آتش آن دیر بماند و آن را تاغ و تاخ نیز نامند. (فرهنگ جهانگیری). هیزم کوهی است سخت. (اوبهی) (از صحاح الفرس). هیزمی است که آتش او سخت تیز است. (شرفنامهٔ منیری). تاغ. (ناظم الاطباء) (از انجمن آرا): گویی همچون فلان شدم نه همانا هرگز چون عود کی تواند شد توغ. منجیک (از لغت فرس اسدی چ اقبال ص ۲۲۹). گفته ای من گشته ام همچون فلان کی تواند گشت همچون عود توغ. منجیک (از اوبهی). رجوع به تاغ و داغداغان شود.
(ترکی، اِ) به معنی علم و نشان. (غیاث اللغات). توق. چیزی است از عالم عَلَم که شکل پنجه بر سر آن نصب کنند و آن بر دو گونه است، یکی چتر توق از عالم علم لیکن کوتاه تر از او که قطاسی چند برافزایند و دوم هم از آن عالم، لیکن درازتر و در علمها این را پایه برتر نهند و آخرین به بزرگ نوئینان اختصاص ماند از آئین اکبری بعینه نقل کرده شد و همین صحیح است نه به «طای» حطی چنانکه رسم کنند. (آنندراج). مأخوذ از ترکی دم اسب که بر علم می بندند. (ناظم الاطباء). علم مانندی که بر سر آن به جای پرچم منگوله ای از موی اسب یا از پشم، یا ابریشم آویزند. بیرق ترکان عثمانی و آن دم اسبی بود بر سر نیزه و بر آن گروهه ای از زر. پرچم. تمتم. کرد گاو. غره خاو. (از یادداشت بخط مرحوم دهخدا): بزرگان پیاده پذیره شدند ابی کوس و توغ و تبیره شدند. فردوسی (یادداشت ایضاً). ماهچهٔ توغ او قلعهٔ گردون گشاد مورچهٔ تیغ او ملک سلیمان گرفت. خاقانی (یادداشت ایضاً). - پاتوغ؛ پاتوغ از کلمهٔ (توغ) گرفته شده است. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به پاتوغ و توق شود.

کلمات هم‌قافیه با «توغ»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وغ» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید