معنی توطئة
5 بازدید
[ تَ طِ ءَ ] (ع مص) سپردن و سپرانیدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). بپا کوفتن. (از اقرب الموارد). || آماده نمودن. || نرم کردن. (زوزنی). نرم و آسان گردانیدن. || پست کردن. یقال: وطأاللََّه تعالی. || تکرار قافیه کردن در شعر. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || با هم ساختن. || مقدمه چیدن برای وصول به امری. || (اِ) مقدمه چینی. زمینه سازی. ساخت و پاخت. (فرهنگ فارسی معین). تمهید مدعا و زمینه سازی و طرح و تشریفات. (از ناظم الاطباء). || در تداول امروز، دسته بندی سیاسی و غیرسیاسی علیه کسی یا گروهی یا حکومتی و با کردن صرف شود و توطئه گر نعت فاعلی این کلمه است.
کلمات همقافیه با «توطئة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئة» برای سرودن شعر