معنی توصیف
8 بازدید
[ تَ ] (ع مص) نیک صفت کردن. (آنندراج). وصف و بیان حال. (ناظم الاطباء). وصف کردن. نشانی دادن. نشان گفتن. پیرایه گفتن. ستودن. ستایش. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «توصیف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یف» برای سرودن شعر