معنی توشیج
4 بازدید
[ تَ ] (ع مص) درهم پیوسته گردانیدن خویشی و پیوند را. یقال: وشجها اللََّه. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (از آنندراج) (از اقرب الموارد). || الفت دادن و آمیختن خدا قوم را به یکدیگر. (از اقرب الموارد). || با همدیگر بستن کجاوه را به دوال و جز آن تا از آن چیزی نیفتد. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «توشیج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یج» برای سرودن شعر