معنی توزیدن
8 بازدید
[ دَ ] (مص) همان توختن مذکور است. (آنندراج). به معنی تاخت و تاراج کردن باشد. || به معنی اندوختن و جمع نمودن و حاصل کردن. || کشیدن. (برهان) (ناظم الاطباء). || گستردن. || آشکار نمودن. (ناظم الاطباء). || گزاردن و ادا نمودن. (برهان). ادا نمودن. (ناظم الاطباء): هم از گنج ماشان بتوزید وام به دیوانها برنویسید نام.فردوسی. به همهٔ معانی رجوع به توختن و توز شود.
کلمات همقافیه با «توزیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر