معنی توریق
7 بازدید
[ تَ ] (ع مص) برگ بیاوردن درخت. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی) (از دهار). برگ بیرون آوردن درخت. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || گرفتن برگ از درخت. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «توریق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یق» برای سرودن شعر