معنی توریض
4 بازدید
[ تَ ] (ع مص) غائط رقیق و تنگ انداختن. || به یکبار بیضه نهادن مرغ. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). توریض ماکیان؛ یعنی زیر بال گرفتن ماکیان تخم را سپس برخاستن و بیضه نهادن به یکبار. ابومنصور گوید: که این تصحیف باشد و صحیح توریص است. (از اقرب الموارد). || زمین و گیاه جستن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || به شب نیت روزه کردن. منه الحدیث: لاصیام لمن لایورضه باللیل. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از آنندراج) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «توریض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یض» برای سرودن شعر