معنی تورن
6 بازدید
[ تَ وَرْ رُ ] (ع مص) بسیار روغن مالیدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || به ناز پروردن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). تنعم. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).[ تُ / تُ رَ ] (اِخ) شهری است در لهستان که ۱۰۰۰۰۰ تن سکنه دارد و در این شهر کارخانهٔ تهیهٔ مواد شیمیائی تأسیس یافته است. (از لاروس). رجوع به قاموس الاعلام ترکی شود.[ رِ ] (اِخ) از ولایات قدیم فرانسه است که در سال ۱۲۰۴م. بوسیلهٔ فیلیپ اگوست ضمیمهٔ املاک سلطنتی گردید و سپس در سال ۱۵۸۴م. در قلمرو هانری سوم درآمد. مرکز آن شهر تور است و شراب این ولایت بخوبی مشهور است. رجوع به تور و قاموس الاعلام ترکی ذیل کلمهٔ تورنه شود.[ رِ ن ن ] (اِخ) مارشال مشهور فرانسه (۱۶۱۱ -۱۶۷۵م.) که در جنگهای متعدد، فتوحات و افتخارات فراوانی نصیب کشور خود ساخت. او در دوران جنگهای دولوسیون (۱۶۶۷م.) و جنگهای دیگر فرماندهی قوای نظامی فرانسه را بعهده داشت و بر اثر پیروزی هایی که بدست آورد شهرت فراوان یافت. (از لاروس).
کلمات همقافیه با «تورن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رن» برای سرودن شعر