معنی تودیء
5 بازدید
[ تَ ] (ع مص) (از: «ودء») برابر کردن زمین را بر کسی: ودأ علیه الارض تودیئاً. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). تودئة. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). || هلاک کردن قوم را: ودأ فلان بالقوم. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تودیء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ء» برای سرودن شعر