معنی تودار
6 بازدید
(نف مرکب) کسی که افکار خود را پوشیده دارد. که اسرار خود به کس نگوید. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رازدار. خلاف تنک حوصله و تنک دل : چهرهٔ او جوان و تودار بود. (سایه روشن صادق هدایت ص ۱۳).(اِخ) دهی از دهستان حشمت آباد است که در بخش دورود شهرستان بروجرد واقع است و ۱۱۲ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).(اِخ) دهی از دهستان کولی وند است که در بخش سلسلهٔ شهرستان خرم آباد واقع است و ۱۲۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).(اِخ) دهی از دهستان انگوران است که در بخش ماه نشان شهرستان زنجان واقع است و ۱۷۵ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).
کلمات همقافیه با «تودار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر