معنی توحد
7 بازدید
[ تَ وَحْ حُ ] (ع مص) یگانه شدن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی) (دهار) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). یکتا شدن. (آنندراج). || توحد خدا به ربوبیت؛ تفرد به آن. (از اقرب الموارد). || نگاه داشتن: توحده اللََّه بعصمته؛ ای عصمه و لم یکله الی غیره. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). نگاه داشتن حق تعالی کسی را و نینداختن کار او را به غیر. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «توحد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حد» برای سرودن شعر