معنی توجیه واقع
7 بازدید
[ تَ / تُو هِ قِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) نزد بلغا آنست که در وصف چیزی و شرح حالی صورت واقعه را توجیه کند، مثلاً واقع آنست که چون کسی بعد از دیری بر کسی آمدن گیرد، آن شخص که بر او آینده می آید، برود و در زیر پای او غلطد و آینده برخیزد و او را در کنار گیرد، مثاله شعر: رسید سبزه تماشاکنان پس از سالی به عرصهٔ چمن و راه جویبار گرفت دوید آب و بغلطید سبزه را ته پای بخاست سبزه و آن آب را کنار گرفت. (جامع الصنایع از کشاف اصطلاحات الفنون).
کلمات همقافیه با «توجیه واقع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قع» برای سرودن شعر