معنی توثیق
11 بازدید
[ تَ ] (ع مص) استوار کردن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). محکم و استوار کردن. (غیاث اللغات) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || معتمد داشتن و ثقه گفتن کسی را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ثقه خواندن. ثقه گفتن. ثقه شمردن. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «توثیق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یق» برای سرودن شعر