معنی توتیا کردن

معنی توتیا کردن

8 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) کنایه از بسیار سودن و باریک کردن. (آنندراج): سپهر از کجرویها توتیا کرد استخوانم را چو بارم آرد شد دیگر چرا در آسیا مانم؟ صائب (از آنندراج). || سرمه کردن. داروی نیرودهنده در چشم کردن : گر آب دیده تیره کند دیدهٔ مرا این دیده را ز خاک درت توتیا کنم. مسعودسعد. تاری شده ست چشم من از روی ناکسان از خاک پات خواهم کردنْش توتیا. مسعودسعد. خاقانیا به چشم جهان خاک درفکن کو درد چشم جان ترا توتیا نکرد.خاقانی. ای آسمانْت کرده زمین بوس و تا ابد هم آسمان ز خاک درت توتیا کند.خاقانی. گر از من به چشمی رسد چشم درد توانم درو توتیا نیز کرد.نظامی. رجوع به توتیا و دیگر ترکیبهای آن شود.

کلمات هم‌قافیه با «توتیا کردن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید