معنی توتیای دیده
5 بازدید
[ یِ دی دَ / دِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) توتیای چشم. (ناظم الاطباء): چشم حورا چون شود شوریده، رضوان بهشت خاک پایش توتیای دیدهٔ حورا کند. منوچهری. رجوع به توتیای چشم و توتیا و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «توتیای دیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر