معنی توبگ

معنی توبگ

5 بازدید
[ بَ ] (اِ) گنجینه را گویند و در ادات الفضلا بجای با، تای فوقانی و در شرفنامه به نون آورده. (فرهنگ جهانگیری) (از انجمن آرا) (از آنندراج). گنجینه و در آداب، بجای با، تای قرشت و در شرفنامه نون آورده و گمان راقم آن است که پوتک باشد به بای فارسی در اول و تای قرشت پیش از کاف تازی مرادف پوتهٔ مرقوم. (فرهنگ رشیدی). و ظن آنست که پوتک باشد و بای پارسی در اول و تای مفتوح. و آن زری را گویند که در قدیم رایج بوده است. عمارهٔ مروزی گفته ... و این نیز پوتکی باید به تقدیم پاء بر تاء، رشیدی چنین دانسته، در برهان نیز به این معنی بر وزن توپچی بمعنی درمی گفته معلوم می شود که توبک تصحیف شده. (انجمن آرا) (آنندراج). گنجینه و مخزن و تپنگو و صندوق محکم و مضبوط و جایی که طعام را در آن ضبط کنند و نگه دارند. رجوع به توبک و توبکی و توتکی و توتک و تونک شود.

کلمات هم‌قافیه با «توبگ»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «بگ» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید