معنی توبهٔ نصوح
4 بازدید
[ تَ / تُو بَ / بِ یِ نَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) کنایه از توبهٔ خالص است. (انجمن آرا). استوار کردن عزم است بر اینکه دیگر چنان کاری نکند. ابن عباس گفته است توبهٔ نصوح پشیمانی به دل و آمرزش خواستن به زبان است و بازایستادن به تن و به دل گرفتن است که دیگر به چنان کار بازنگردد. (از تعریفات جرجانی). توبةً نصوحاً؛ بازگشتن راست و خالص. (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی): {/Bیََا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَی اَللََّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً عَسی ََ رَبُّکُمْ أَنْ یُکَفِّرَ عَنْکُمْ سَیِّئََاتِکُمْ وَ یُدْخِلَکُمْ جَنََّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا اَلْأَنْهََارُ...۱-۲۲۶۶:۸/} (قرآن ۶۶ / ۸). بند و غل توبهٔ نصوح بود باغ دیدن غذای روح بود.سنائی. نسبت عشق و رغبت باده مانع توبهٔ نصوحت باد.انوری. یا تو را با چنین کرم باری مرگ یا توبهٔ نصوح دهد.گلخنی قمی.
کلمات همقافیه با «توبهٔ نصوح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وح» برای سرودن شعر