معنی توبال
6 بازدید
(معرب، اِ) توپال. بمعنی مس باشد که به عربی نحاس گویند و براده و سونش مس و نقره و امثال آن را نیز گفته اند و بعضی گویند مس و آهن و امثال آن را چون بتابند و چکوش و پتک بر آن زنند ریزه هائی که از آن می ریزد و می پاشد آنها را توبال می گویند، و این اصح است، چه توبال النحاس، ریزه هائی را گویند که بوقت چکوش زدن از مس تافته می پاشد و آن را پوست مس می گویند و آن لطیف تر از مس سوخته است، و همچنین توبال الحدید آنچه از آهن تفته ریزد. گویند اگر توبال و برادهٔ آهن بر کسی بندند که در خواب دندان به دندان بساید و بکراجد دیگر آن فعل نکند و اگر از آن قدری در شراب به زهر آمیخته ریزند زهر را بخود کشد و اگر آن شراب را بخورند زیان نکند. (برهان) (آنندراج). معرب توپال. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). معرب از تفال فارسی است و آن چیزی است که از مس و آهن تفته در حین کوفتن آن ریزد، از مطلق او مراد توبال مس است... (تحفهٔ حکیم مؤمن). برادهٔ مس و آهن. (غیاث اللغات). توبال النحاس و الحدید، چیزی است که از مس و آهن در حین کوفتن آن ریزد. (منتهی الارب) (از المنجد) (از اقرب الموارد). و نوشیدن یک مثقال از آن در آب و عسل مسهل بلغم است. (منتهی الارب). فارسی است. (از المنجد) (از اقرب الموارد). رجوع به ترجمهٔ ضریر انطاکی ص ۱۰۲ و الجماهر بیرونی ص ۲۵۱ و ترجمهٔ صیدنه و تحفهٔ حکیم مؤمن و الابنیة عن حقایق الادویه و بحر الجواهر و مفردات ابن بیطار و قانون ابوعلی سینا شود.
کلمات همقافیه با «توبال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر