معنی تواکل
8 بازدید
[ تَ کُ ] (ع مص) ترک دادن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). ترک گفتن کسی را و یاری او نکردن. (از اقرب الموارد). || بر یکدیگر اتکال کردن. (مجمل اللغة از یادداشت بخط مرحوم دهخدا). بر یکدیگر اعتماد کردن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تواکل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کل» برای سرودن شعر