معنی توانگروار
4 بازدید
[ تُ / تَ گَ رْ ] (ص مرکب) چون توانگر. مانند توانگر. درخور توانگر: به دانگی گرچه هستم با تو درویش توانگروار جان را می کشم پیش.نظامی. رجوع به توانگر و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «توانگروار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر