معنی توانکن
5 بازدید
[ تُ / تَ کُ ] (نف مرکب) بمعنی آدمی با نیروی توانا بکار که هرچه بخواهد کند، تواند و بر آن قادر باشد و ترجمهٔ فاعل مختار است به پارسی، زیرا که توانا بمعنی قادر و ناتوان عاجز است. (انجمن آرا) (آنندراج). || از صفات خدای تعالی زیرا که دهندهٔ قوت و قدرت و توانائی است. (ناظم الاطباء). رجوع به توان شود.
کلمات همقافیه با «توانکن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کن» برای سرودن شعر