معنی توانا کن
5 بازدید
[ تُ / تَ کُ ] (نف مرکب) تواناکننده. نیرومندکننده. قدرت دهنده : جهان آفرین ایزد کارساز تواناکن ناتوانانواز.نظامی. رجوع به توانا شود.
کلمات همقافیه با «توانا کن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کن» برای سرودن شعر