معنی تواقیع
5 بازدید
[ تَ ] (ع اِ) جِ توقیع. (ناظم الاطباء). جِ توقیع سلطان. (از اقرب الموارد). رجوع به توقیع شود.
کلمات همقافیه با «تواقیع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یع» برای سرودن شعر