معنی تواریخ
6 بازدید
[ تَ ] (ع اِ) جِ تاریخ. (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد): و تواریخ متقدمان به ذکر آن ناطق. (کلیله و دمنه). و ذکر بأس و سیاست او در صدور تواریخ مثبت. (کلیله و دمنه). و به تواریخ و اسمار التفاتی بودی. (کلیله و دمنه). - تواریخ و سیَر؛ دو علمند، یکی مخصوص به کمیت اعمار و مدت دولت انبیاء و ملوک و ارباب ملک و ملت و دوم مخصوص به کیفیت احوال و طریقت هر یک. رجوع به تاریخ شود.
کلمات همقافیه با «تواریخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یخ» برای سرودن شعر