معنی ته و تو
5 بازدید
[ تَ هُ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب) تَه تو. ژرفای چیزی. عمق موضوعی. جزئیات امری. - ته وتوی کاری یا امری یا چیزی یا مطلبی را درآوردن؛ به همهٔ جزئیات آن پی بردن. به تمام آن آگاهی یافتن با فحص و کنجکاوی. نیک از جزئیات امری آگاه شدن. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). || باقیماندهٔ کمی از چیزی بسیار. (یادداشت ایضاً). رجوع به ته وتو شود.
کلمات همقافیه با «ته و تو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تو» برای سرودن شعر