معنی ته میدانی
5 بازدید
[ تَ هِ مَ / مِ ] (ص نسبی) مردم بی سروپا و خانه بدوش. (غیاث اللغات). جمعی هستند از لوطیان و بی سروپایان که در ته میدان گاه در یک گوشه افتاده می باشند. (بهار عجم از آنندراج) (از غیاث اللغات): سینه چاکان سر کوچه و بازار توایم ته میدانی نعمت خور دیدار توایم. میرنجات (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «ته میدانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر