معنی تهیپای
6 بازدید
[ تَ / تِ / تُ ] (ص مرکب) برهنه پای و بی کفش. (ناظم الاطباء). پابرهنه. پاپتی. حافی. برهنه پای. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا): وهم تهی پای بسی ره نبشت هم ز درش دست تهی بازگشت.نظامی. تهی پای رفتن به از کفش تنگ بلای سفر به که در خانه جنگ.سعدی. رجوع به تهی و دیگر ترکیبهای آن شود. || جلد و شتابان. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «تهیپای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر