معنی تهینام
6 بازدید
[ تَ / تِ / تُ ] (ص مرکب) بی نام و آنکه جز نام چیزی از وی در میان نباشد. (ناظم الاطباء): که شاه جهان چون جهان رام کرد ستم را از عالم تهی نام کرد.نظامی. رجوع به تهی و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تهینام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر