معنی تهیشکم
6 بازدید
[ تَ / تِ / تُ شِ کَ ] (ص مرکب) خالی شکم. گرسنه. (ناظم الاطباء). طلنفح، گرسنه و تهی شکم. (منتهی الارب از یادداشت بخط مرحوم دهخدا): کوس تهی شکم را بود آرزوی آن نان یا قوم اطعمونی، آوازش آمد از بر.خاقانی. رجوع به مادهٔ بعد شود.
کلمات همقافیه با «تهیشکم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کم» برای سرودن شعر