معنی تهوید
4 بازدید
[ تَ ] (ع مص) یهود گردانیدن. (از منتهی الارب) (از زوزنی) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || باهم جواب گفتن جن. || آواز به گلو گردانیدن به نرمی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || نیکو کردن آواز. || سرود گفتن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || مشغول شدن به سماع سرود. || سست کردن شراب کسی را. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد): و صهباء تنسینی الشراب المهودا. (اقرب الموارد). || نرم بانگ کردن. || آهستگی کردن در سیر و سخن. || نرم رفتن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). الحدیث: اسرعوا لمشی فی الجنازه و لاتهودوا کماتهود الیهود و النصاری. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || بخواب شدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || گوشت کوهان خوردن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تهوید»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ید» برای سرودن شعر