معنی تهول
3 بازدید
[ تَ هَ وْ وُ ] (ع مص) چشم زخم رسانیدن خواستن بر مال کسی. || ترسانیدن شتر را بدانچه خود را در صورت گرگ نمائی به وی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || به شگفت آوردن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || هائل شدن مرد. (از اقرب الموارد). رجوع به هائل شود.
کلمات همقافیه با «تهول»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ول» برای سرودن شعر