معنی تهور کردن
4 بازدید
[ تَ هَ وْ وُ کَ دَ ] (مص مرکب) بی باکی کردن و خود را در مهلکه انداختن و رشادت نمودن. (ناظم الاطباء): بلی گفت دزدان تهور کنند به بازوی مردم شکم پر کنند. سعدی (بوستان). مقابلت نکند با حجر، به پیشانی مگر کسی که تهور کند به نادانی.سعدی. || گستاخی کردن. بی پروائی کردن. شوخ چشمی کردن. بی باکی کردن : در منازعتی که می رفت میان بختیار و عضدالدوله، بی ادبیها و تعدی ها و تهورها کرد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۱۹۱). رجوع به تهور و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تهور کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر