معنی تهمت بردن
7 بازدید
[ تُ مَ بُ دَ ] (مص مرکب) گمان بد بردن. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا): بر وی هیچ تهمت مبر و میل از شک بسوی تیقن کن. (تاریخ بخارا، یادداشت ایضاً). رجوع به تهمت و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تهمت بردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر