معنی تهمتی
6 بازدید
[ تُ مَ ] (ص نسبی) وهمی و بدگمان. (ناظم الاطباء): قدسی به دلت هوای کام است هنوز خوناب جگر بر تو حرام است هنوز آسوده دلی تهمتی خویش مشو در آب مزن کوزه که خام است هنوز. ؟ (آنندراج). || ناشایسته و فضیح. || مفتری و افتراکار. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «تهمتی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر