معنی تهزیع
5 بازدید
[ تَ ] (ع مص) پاره پاره کردن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). شکستن چوب و جز آن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد). خردخرد کردن. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «تهزیع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یع» برای سرودن شعر