معنی تهذب
6 بازدید
[ تَ هَ ذْ ذُ ] (ع مص) پاکیزه شدن. آراسته شدن. پیراسته شدن. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) (از اقرب الموارد). || پاکیزه خوی بودن مرد. (از اقرب الموارد). رجوع به تهذیب شود.
کلمات همقافیه با «تهذب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ذب» برای سرودن شعر