معنی تهدین
6 بازدید
[ تَ ] (ع مص) خوشنود کردن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). راضی کردن. (از اقرب الموارد). || آرام دادن. (منتهی الارب) (آنندراج). آرام دادن کودک را. یقال: هدنت الصبی تهدیناً. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || مشغول کردن زن کودک را به سخن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). آرام کردن زن بچهٔ خود را هنگام خوابانیدن به گفتن سخنی چند برای وی. (ناظم الاطباء). || بازداشتن از کار. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || (اِ) آهستگی. (منتهی الارب) (آنندراج). آهستگی و بازداشتگی از کار. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «تهدین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر