معنی تهدد
6 بازدید
[ تَ هَ دْ دُ ] (ع مص) تهدید. (زوزنی). ترسانیدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). ترسانیدن و ترسانیدن به عقوبت. (از اقرب الموارد): نامه ها به تهدد سوی شهر براز و دیگر حشم نبشت که شما سستی کردید. (فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۱۰۵). چند چون هدهد تهدد بینی از ذبح و عذاب تو برای رهنمای ملک پیک رایگان. خاقانی.
کلمات همقافیه با «تهدد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دد» برای سرودن شعر