معنی تهدار
6 بازدید
[ تَ هْ ] (اِ مرکب) نامی است که در رودبار به درخت داغداغان دهند. رجوع به داغداغان شود. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).[ تَ هْ ] (نف مرکب) پایه دار، مانند جام و جز آن. || کم عمق. (ناظم الاطباء). رجوع به ته و ترکیبهای آن شود.[ تَ ] (ع مص) جوشیدن شراب. (تاج المصادر بیهقی) (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || هدرالحمام هدراً و هدیراً و تهداراً؛ بانگ کردن کبوتر. (منتهی الارب). رجوع به هدر شود.
کلمات همقافیه با «تهدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر