معنی تهتال
4 بازدید
[ تَ ] (ع مص) باران باریدن. (تاج المصادر بیهقی). پیاپی باریدن یا نیک باریدن ابر. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد): هتلت السماء هتلاً و هتولاً و هتلاناً و تهتالاً (از باب ضرب)؛ پیاپی بارید آسمان و یا نیک بارید. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «تهتال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر