معنی تهبازاری
5 بازدید
[ تَ هْ ] (ص نسبی) ... همان بازاری و ته بازاری. جمعی که جا و مکانی ندارند و در ته بازار می باشند. از اهل زبان بتحقیق پیوسته کنایه از مردم اهل حرفه مثل طباخ و کبابی و نانوا و دلال و سمسار و پالان دوز و غیرهم که در بازار دکان داشته باشند و لهذا اطلاق آن بر مردم اجلاف و فرومایه نیز آمده. (آنندراج): نشکند هرگز خمار من ز ته مینای می طفلک مقبول ته بازاریی می خواستم. طاهر وحید (از آنندراج). مست سازد گر مرا مانند ته مینای می نشاء طفلان ته بازار، اینم ثابت است. ؟ (ایضاً). || در هندوستان ته بازاری محصولی را گویند که از مردم بازارنشین گیرند و این مردم غیردکاندار باشند. مثل تره فروش و فواکه فروش و مانند اینها که اجناس را از اطراف آورده در بازار فروشند. (آنندراج). مال الاجارهٔ سکوهای بازار. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «تهبازاری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر