معنی تهاویل
6 بازدید
[ تَ ] (ع اِ) جِ تهویل؛ یعنی کارهای ترساننده. || رنگهای گوناگون. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). رنگهای مختلف از سرخ و زرد و سبز. (از اقرب الموارد). || آرایش نگارها و تصویرها و پیرایه ها. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). واحد آن تهویل است. یقال: زینت بالتهاویل، و هی النقوش و الالوان تهول من نظر الیها کمال. یقال: شی ء رائع و لو ابصرته لراعک و هو یروع بجماله. (اقرب الموارد). - تهاویل الربیع؛ آنچه از گلهای گوناگون که در بهار روید. یقال: علا الریاض تهویلها. و گویند تهاویل، پشمهائی است که به شتر آویزند و آن را واحد نیست. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تهاویل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر