معنی تهاون کردن
5 بازدید
[ تَ وُ کَ دَ ] (مص مرکب) تحقیر کردن و اهانت نمودن و غفلت کردن. (ناظم الاطباء): گفتند بدین تهاون که بر ایشان کرد و بی نیازیی که از ایشان نمود همگان بصورت ملازمت کنند. (فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۶۷). کو تهاون کرد در تعظیمها تا که زآن نسیان شد و سهو و خطا.مولوی. و از ادای خراج تقاعد می نمایند و تکاسل و تهاون می کنند. (تاریخ قم ص ۳۱). رجوع به تهاون شود.
کلمات همقافیه با «تهاون کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر