معنی تهانی
6 بازدید
[ تَ ] (ع مص) با هم مبارکباد گفتن و تهنیت کردن. به این معنی مصدر است از باب تفاعل و هم جِ تهنیت مثل تجارب بکسر «راء»، جِ تجربه... . (غیاث اللغات) (آنندراج). باهم مبارکباد و تهنیت گفتن. || (اِ) مبارکباد و تهنیت. (ناظم الاطباء): از قضای حقوق و قیام به مراسم تهانی تعازی دامن درکشید. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۴۳۴). و اهالی آن به مقدم او تهانی نمودند. (جهانگشای جوینی). هر کس برحسب هوی و حال خود تهاوی و تهانی می کرد. (جهانگشای جوینی).
کلمات همقافیه با «تهانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر