معنی تنگ شاپور
6 بازدید
[ تَ گِ ] (اِخ) تنگی است در حوالی شهر کازرون فارس که آن را خوره شاپور گویند و در آنجا شهری بوده که شاپور پادشاه ایران بنام خود بنا نموده و در میان آن تنگ فراخ رودی آب روان است که آنرا رود شاپور گویند و بر دو طرف رود حجاریها بر کوه کرده اند و صورتها ساخته اند و چهار مرتبه مقرر داشته اند، از طرف یمین شکل سوار است که کشیده اند و چنان می نماید که به چهارنعل سواران بحرکت آمده و هر مرتبه شانزده شکل سوار است و طرف دیگر پیاده صف کشیده و در زیر نقش شاپور در مرتبهٔ ثالث شکل سوار ایستاده است که خود شاپور باشد که یک تن را در زیر پای اسب انداخته و گویند... پیادگان هر یکی در دست چیزی دارند که از نظر سلطان می گذرند و نقش دیگر کوه که او نیز به شاپور می ماند و اکنون نیمی از آن باقی است. از زیر اشکال، جدول آبی از کوه تراشیده اند و به آن واسطه خراب شده است و این جدول را از رودخانه برداشته و تخمیناً رودخانه چهل پنجاه ذرع از زیر آن اشکال جاری است و از بالا از رود جدا کرده اند و یک طرف راه به جانب رودخانه است از آهک و سنگ بالا آورده اند تا اکنون آباد و بحال خود باقی است و بعضی جا سنگ را تراشیده ممر آب قرار داده اند، اکنون... نقوش دیگر نیز در آنجا حجاری ونقاری شده... (انجمن آرا) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «تنگ شاپور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر