معنی تنگی کردن
6 بازدید
[ تَ کَ دَ ] (مص مرکب) به سختی بیرون آمدن. (ناظم الاطباء). || خست. خودداری. امساک کردن : توانگر که تنگی کند در خورش دریغ آیدش پوشش و پرورش.فردوسی. رجوع به تنگ و تنگی و دیگر ترکیبهای این دو شود.
کلمات همقافیه با «تنگی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر