معنی تنگچاره
5 بازدید
[ تَ رَ / رِ ] (ص مرکب) کسی که راههای چاره بر او مسدود و سخت مشکل باشد. درمانده. گرفتار سختیهای صعب و دشوار. که چاره بر او تنگ است : ای بِرّ تو رسیده به هر تنگ چاره ای از حال من ضعیف براندیش چاره ای . رودکی. رجوع به تنگ و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تنگچاره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر