معنی تنگنفس
5 بازدید
[ تَ نَ فَ ] (ص مرکب) آنکه دچار ضیق النفس باشد. (از فرهنگ فارسی معین). || (اِ مرکب) شاید در اصل تنگی نفس. عسرالنفس. ضیق النفس. ربو. بهر. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). در تداول، ضیق النفس. بمعنی اخیر تنگی نفس صحیح است. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به تنگ و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تنگنفس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فس» برای سرودن شعر