معنی تنگمعاش
5 بازدید
[ تَ مَ ] (ص مرکب) مفلس و فقیر و بینوا. (ناظم الاطباء). تنگ زیست. (مجموعهٔ مترادفات). تنگدست. (از آنندراج). تنگ عیش. تنگ روزی. تنگ بخت : به بخل وعده تراش و قناعت عیاش به صدق تنگ معاش و خوشامد جرار. عرفی (از آنندراج). رجوع به تنگ زیست و تنگدست و تنگ و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تنگمعاش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اش» برای سرودن شعر