معنی تنگظرف
5 بازدید
[ تَ ظَ ] (ص مرکب) مرادف تنک ظرف به کاف تازی. (آنندراج): دیدن لعل لبش خاموش می سازد مرا تنگ ظرفم، رنگ می مدهوش می سازد مرا. صائب (از آنندراج). ز چشم تنگ ظرف خود به چشمت برنمی آیم چسان گرداب گیرد بحر را در حلقهٔ دامی. بیدل (از آنندراج). و حق آنست که در این هر دو بیت محمول بر حقیقت است. (آنندراج). || پریشان و دلتنگ و ساده. (ناظم الاطباء). رجوع به تنک ظرف و مادهٔ بعد شود.
کلمات همقافیه با «تنگظرف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رف» برای سرودن شعر